تبليغاتX
هرکس را توتمی هست،وقلم توتم ماست
اجتماعی،فرهنگی،سیاسی

گفتگو نوعی تعامل فرهنگی بین کنشگران فردی و جمعی است. موضوع گفتگو هر آنچه که باشد (فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی،سیاسی و زیست محیطی)هدفش یکی است و آن دست یابی به وفاقی تفاهمی با روش اقناعی و مبتنی بر خرد جمعی انتقادی است.بنابراین گفتگو در هر سطحی دارای استلزامات خاصی چون نفی خشونت،احساس نیاز به مفاهمه یعنی شنیدن و یاد گیری،خرد گرایی،پذیرش و احترام متقابل،زبان مشترک حوزه عمومی به دور از هر نوع سلطه،فرصت و مواضع برابر،بردباری،تسامح در برابر تفاوت ها،آزادی فکر بیان،تامین منافع فردی در پرتو مصالح جمعی،یگانگی با حفظ هویت ها واحساس مسئولیت و تعهد متقابل در به ثمر رساندن گفتگو وآمادگی برای پذیرش و اجرای نتایج آن است(مجله جامعه شناس ایران،۳:۱۳۸۳)در گفتگو هر یک از طرفین ضرورتا نمی کوشند تا اندیشه ها یا اطلاعاتی را که به آن ها پیشاپیش دست یافته اند،تبدیل به معرفت مشترک کنند.تلاش اصلی کسانی که در گفتگو شرکت دارند این است که "چیزی را با مشارکت یکدیگر خلق کنند".

 در گفتگو هدف حل یک مسئله نظری یا رفع یک مشکل عملی است.(مثل عدم امنیت در عراق).سازو کارانجام گفتگو فهم سخن "دیگری"و نقد ان است نه حمله به "دیگری"ودفاع از "خود"به این ترتیب می توان گفت:"گفتگو مکالمه ای است که در آن شرکت کنندگان برای نیل به هدفی واحد و مشترک که حل یا رفع مسئله یا مشکل مبتلا به همه شان است،"به فهم ونقد سخن یکدیگر می پردازند.در فرایند گفتگو فهم سخن تو زمینه ساز نقد آن سخن از سوی من می شود و نقد من سبب می شود که تو یا مدعای خودت را واضح تر کنی یا دلیل خودت را قویتر،و این ایضاح مدعا با تقویت دلیل مرا به فهم عمیق سخن تو و نقد دقیقتر آن را رهنمون می شود و بدین ترتیب و با این سیر دیالکتیکی،گام به گام ودست در دست هم به حل یا رفع مسئله یا مشکل نزدیک و نزدیکتر می شویم(ملکیان،۱۳۰:۱۳۸۱).وضعیت کنونی جهان و منطقه خاورمیانه نشان می دهد که در موقعیت های بحرانی،اصل بر گفتگوی میان صاحبان منافع در آن منطقه باید باشد نه برخورد میان انها،اما پیشرفت این رونددر گرو براوردن شرایطی است که عمده ترین انها"استقرار اخلاق گفت شنودی"فهم ارتباطی"و"روحیه مدنیت"است.با تکیه بر این شرایط می توان نتیجه گرفت که تثبیت ایده گفتگوی دولت ایران و آمریکا در عرصه روابط بین الملل مستلزم وجود یک فرهنگ مدنی-ارتباطی حداقل بعد از سه دهه قطع ارتباط سیاسی در مقیاس منطقه ای،منع غیریت سازی مفرط وافزایش تمایل دو کشور به شناسایی وآموختن از یکدیگر باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 11:57  توسط علی معین فر  | 

اگر چه دین واعتقادات مذهبی ازعواملی هستند که در به وجود آمدن هویت فرهنگی میتوانند نقش عظیمی داشته باشند . چرا که در بسیاری از موارد هویت انسان در رابطه بامذهب ودین او شناخته مشود. اما جامعه ایرانی با قومیتهای مختلف  یک سری ارزشها وهنجارهای مشترک دارد که آنان در داخل یک واحد سیاسی منسجم وبعنوان یک ملت ریشه دار به دنیا معرفی میکند. زیر سئوال بردن برخی از سنتهاکه هیچگونه منافاتی با دین مبین اسلام ندارد وعامل انسجام ملی است موجب برجسته شدن هویتهای محلی می شود. ونهایتا به ضرر هویت ملی تمام خواهدشد. لذا بیگانگان طمع ورز با ساخت فیلم ۳۰۰ از یک طرف هویت ملی ایرانیان را زیر سئوال برده واز سوی دیگر با تضعیف هویت فرهنگی اعتقادات وباورهای آن ملت را نیز تضعیف میکنند. هویت ملی رااز یک جنبه می توان مهم ترین،فراگیرترین وبالاترین سطح هویت دانست.بخصوص بعد از شکلگیری دولت مدرن و واحدهای مستقل سیاسی به نام کشور،هویت ملی اهمیتی دو چندان پیدا کرده است ورابطه تنگاتنگی با تعریف منافع ملی کشورها دارد.به نظر رابرت دونشوز هویت ملی فراگیرترین ودرعین حال مشروعترین سطح هویت در نظامهای اجتماعی ـجدا از گرایشهای ایدئولوژیک ـاست وباید آنرا اصلیترین سنتز وحلقه ارتباطی بین هویت خاص محلی وهویتهای عام فردی دانست.میراث فرهنگی نیز بخشی از هویت فرهنگی ودر نتیجه هویت ملی است وعبارتست از کلیه عواملی که بطور آگاه ویا ناخودآگاه ما را تحت تاثیر قرار می دهند.آنچه جز وجود ماست،به نحوی می تواند درفکر وعمل ما تاثیر داشته باشد.میراث فرهنگی یک ملت،نشانه هایی از تاریخ وفرهنگ آن ملت وبیانگر هویت فراموش ناشدنی آن مردم است ومی تواند عامل مهمی در جهت شناختن وشناساندن خود به دیگران نیز باشد.میراث فرهنگی درواقع به دو دسته عمده تقسیم می شود:یکی طرز تفکر،بینش،سنت هاو باورها و دیگری اشیاء وآثار واین همان بعد فرهنگی هویت ملی است.هویت ملی در صورتی شکل می گیرد که افرادی که از لحاظ فیزیکی وقانونی عضو یک واحد سیاسی هستند وموضوع قوانین آن واقع می شوند ،از لحاظ روانی هم خودرا از اعضای آن واحد بدانند.هویت ملی دارای ابعاد اجتماعی ،تاریخی،فرهنگی،جغرافیایی ودینی است وهرکدام از این ابعاد،کارکرد های ویژه ای در هویت ملی دارند وبخشی از آن را تکمیل می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 22:51  توسط علی معین فر  | 

Sample Image

 

ما امروزه خواه ناخواه درآستانةقرني قرار داريم كه شماري از هنرمندان، انديشمندان ونظریه پردازان آن زن هستند.در چنين شرايطي گروههايي تشكيل شد كه دفاع از  حقوق زنان را بعنوان موضوع مهمي در بررسي هاي علمي بكار می برند.كه اين گروهها  بر اساس مرام و مسلكهاي خويش در احقاق حقوق زنان راههاي متفاوتي را بر مي گزينند ولي در حالت كلي انگيزه اصلي اين گروهها ، ((خواهري )) زنان و اتحاد آنان ،قطع نظر از نژاد ، قوميت، طبقه ، و تفاوتهاي ديگر بود.بر اساس آمارهاي ارائه شده از سوي سازمان ملل و همچنين پژوهشهاي انجام شده در ايران ،عدم دسترسي به امكانات ( اقتصادي،سياسي و آموزشي و...)در زنان بيشتر از مردان است.در چنين فضايي زنان تسليم شدن به ايدئولوژي هاي مسلط مردانگي را مي آموزنند ؛به شكلي كه بعنوان يك واقعيت آن را مي پذيرند.هدف بر هم زدن نابرابري ميان مردان و زنان و بهبود هرچه بيشتر وضعيت اعضاي آن در جهت رسيدن به زندگي انساني تر و سالم تر و مساوي تر مي باشد . اين هدف زماني تحقق مي يابد كه تمامي آحاد جامعه را در بر گرفته و تمامي گروههاي مختلف را از هر دو جنس شامل گردد.نظر به اين كه زنان تقريباٌ نيمي از اعضاي جمعيت را تشكيل مي دهند ، هيچ برنامه اي بدون توجه به آنان توفيق چنداني نمي يابد و نهايتاٌ هيچ توسعه اي پايدار و كامل نخواهد بود.
در چهارمين اجلاس جهاني زن ( پكن ،1995) بحث ارتقاي مشاركت زنان و دستيابي به اهداف برابري جنسيتي به گونه اي مطرح شد كه كه پيشرفت و مشاركت زنان محور اساسي بحث توسعه پايدار گرديدو شعار ((فراهم نمودن فرصتهاي بيشتر براي توانمند‌سازي زنان از طريق دستيابي آنها به آموزش و قدرت و اقتصاد و فراگيري فنون و اشتغال)) در كنفرانس جمعيت و توسعه قاهره بعنوان كليد اساسي رسيدن به استراتژي جديد بيان شد. اعلاميه كپنهاك در اجلاسية هيات رئيسه سازمان ملل در سال 1995 توسعه  جهاني را چنين تعريف مي كند: اشتغال كامل ،برابري ميان مردان و زنان  و دسترسي آنان به مسائل اقتصادي، سياسي،آموزشي و مراقبتهاي بهداشتي كه بايد در اولويت قرار گيرد.
در چنین شرایطی که جهان برای دستیابی به برابری و ایجاد شرایطی که امکان دسترسی عادلانه و متناسب  با شایستگی ای فردی در ابعاد مختلف اقتصادی –اجتماعی و سیاسی حرکت می کند ،با نگاهی به واقعیات می توان تصاویری را مشاهده کرد که بیانگر محرومیتها و تبعیض های زنان در سطوح مختلف و ابعاد گوناگون است . بر اساس آمارهای ارائه شده در سال 1998 ، دوسوم از یک میلیارد  جمعیت بزرگسال بی سواد و محروم دنیا را زنان تشکیل می دهند.بعبارت دیگر محرومیت و تبعیض با جهت گیری جنسیتی همراه می باشد .این محرومیت به موازات تاریخ به گونه ای در همه جوامع بشری وجود داشته که نه تنها بعنوان تبعیض مطرح نشده بلکه بصورت یک هنجار اجتماعی در آمده است و منشاء نابرابریهای اجتماعی گردیده است.
توسعه پایدار که همه جوامع بشری در جستجوی آن می باشد ،توسعه ای است که تمرکز خود را بر مردم قرار داده و آشکار است که مسائل زنان بعنوان نیمی از جمعیت یک کشور در این فرایند از جایگاه ویژه ای بر خوردار می باشد.لذا برای رسیدن به توسعه ای پایدار و تسریع فرایند توسعه و تحقق عدالت اجتماعی لازم است در برنامه‌ریزیها و تصمیم‌گیریها، زنان را بعنوان نیروهای فعال و سازنده مورد توجه قرار دهند و زمینه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مناسب را فراهم نموده تا زنان نیز بتوانند از فرصتها و امکانات استفاده کنند و نهایتاٌ سیاست ها و اقداماتی که به تبعیض های نهادی شده علیه زنان  منجر شده حذف شود.
در جامعه‌ای که ایدئولوژی  مرد سالاری بر آن حاکم بوده و مردان از موقعیت مسلط برخوردار باشند ،زنان از نظر شرایط اشتغال ،درآمد،تحصیل و سایر مولفه های تشکیل دهنده اجتماعی به مراتب از مردان پایین تر بوده و تنها از طریق مشارکت هرچه بیشتر آنان در عرصه های مختلف اجتماعی و حضور موثر آنان در جامعه است که امکان فرایند توسعه را در جهت تامین عدالت اجتماعی و اقتصادی تکامل بخشید.
كشور ها بايد جهت توانمند ساختن زنان فعاليت كنند و بايد قدمهايي را براي از بين بردن نابرابري ها كه بين زنان و مردان وجود دارد ،بردارند آن هم بوسيله :
1- ايجاد مكانيزمهايي برا ي مشاركت برابر زنان و نمايندگي برابر در همه سطوح فرايند هاي سياسي و زندگي عامه در هر اجتما ع و جامعه اي
2-ارتقاي اجرا و عملكرد پتانسيل هاي زنان از طريق تحصيل ، توسعه مهارتها،‌اشتغال ،دادن اهميت به از بين بردن فقر ، بي سوادي و بيماريها در زنان
3-از بين بردن همه فعاليتهاي تبعيضي عليه زنان ،كمك به زنان به درك حقوقشان شامل آنهايي كه مربوط است به باروري و سلامت جسمي
4-در پيش گرفتن راههاي متناسب براي بالا بردن توانايي زنان جهت كسب درآمد فراتراز مشاغل سنتي ،كسب اقتصاد خود اتكا، و اطمينان دادن به زنان براي دستيابي برابر به بازار كار و سيستم هاي تامين اجتماعي
5- از بين بردن خشونت عليه زنان
6- از بين بردن اعمال خشونت آميز توسط كار فرمايان عليه زنان
7- بهبود وضعيت آموزشي زنان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 8:53  توسط علی معین فر  | 

عوامل بروز وشیوع فساد در ایران بسیار گسترده ودر عین حال پیچیده هستند.فساد درایران ناشی از علل بیشماری است که برخی از آنها ریشه در دهه های گذشته دارد وبرخی نیز معلول بی نوجهی ها،سیاستهای غلط وبه قدرت رسیدن افراد فاقد صلاحیت پس از انقلاب اسلامی بوده است.به دلیل وجود ارتباط ووابستگی متقابل بین اجزا وعناصر اقتصادی،اجتماعی،سیاسی وفرهنگی درهر جامعه ای،طی سالیان گذشته رشد سرطان گونه ای در جامعه ایران داشته است.به طور کلی به مهمترین عوامل در بخشهای مختلف اشاره می کنم:

الف)عوامل اداری،ساختاری ومدیریتی

۱-وجود سازمانهای موازی،تعدد مراکز تصمیم گیری وارتباط غیر منطقی ووابستگی بیش ازحد کاری سازمانها به یکدیگر در ارائه خدمات به جامعه.

۲-حاکم بودن نظام بوروکراسی مریض که سبب تشویق واستفاده از روشهای تصریح در کار ودور زدن قوانین ومقررات می گردد.

۳-نبود شایسته سالاری،کنارزدن افراد کاردان ،گسترش پدیده خویشاوندسالاری وسپردن مشاغل حساس ومدیریتی به افراد فاقد تخصص ،مهارت،صلاحیت علمی وشرایط احراز درسازمانهای دولتی وحکومتی و.....

ب)عوامل اقتصادی

۱-دخالت بیش از حد دولت در اقتصاد.

۲-نرخ بالای تورم،بیکاری وعدم اطمینان به آینده.

۳-توزیع نامناسب وناعادلانه درآمدها وگسترش روزافزون فقر و........

ج)عوامل سیاسی

۱-وجود رانت خواری های گسترده سیاسی واعمال نفوذهای ناروای سیاسی درانتصاب ها وترفیعات.

۲-توسل به رفتارهای سیاسی برای حفظ پست ومقام به جای اولویت قائل شدن به منافع ملی وعدم توجه به برتری منافع عام بر منافع خاص و.......

د)عوامل فرهنگی

۱-حاکم شدن فرهنگ قدرت طلبی،برتری جویی،زیاده طلبی ومال اندوزی.

۲-ضعف وجدان کاری وانضباط اجتماعی .

۳-عدم پایبندی به اصول اخلاقی وباورهای مذهبی.

۴-حاکم شدن فرهنگ سیاست بازی وسیاست کاری.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 19:46  توسط علی معین فر  | 

جوانی دوره بحران است وزمان شورش وقیام مکرر او،همچنین عصرتغییر عقاید مذهبی وایدئولوژیکی اوست.

هرقدر به شناخت بیشتر خود ومحیطش برسد به همان نسبت توقع اش بیشتر میگردد.وبه همین دلیل ممکن است با معیارهای والدین ومربیانش اختلاف حاصل کند وگاه به ستیزه هایی منجر شود .ملت ما ،سالیانی درازی است که زن را بعنوان موجودی که تقدس او نبایستی شکسته شده واستفاده از زیبایی ها وجمال او فقط برای خانه مجاز است،شناخته است،این مسئله در آیین رسمی کشور ما ونیز سنتهای اصیل ایرانی بعنوان اصلی پایدار پذیرفته شده است.درهر حال ما هزاران سال بدین گونه زندگی کردیم واین فرهنگ پاسخگوی زندگی مردان وزنان ایرانی بوده است واکنون بخشی از دختران ما از این فرهنگ روی برتافته،به هردلیلی تاب مشکلات موجود ان را در خود نمی بینند،وگاهی برای فرار از این مشکلات دست به فرار از خانه می زنند.حال ببینیم معنای فرار چیست؟فرار را می توان به نوعی اظهار مقابله با موقعیت موجود یا رسیدن فرد به مرحله ای از بیقراری وعدم تعادل تعبیر کرد.درجایی که فرد دیگر یارای مقابله ومقاومت در برابر شرایط دلخواه موجود را درخود احساس نمی کند ،به امید رسیدن به شرایط آرمانی مورد نظر ذهنی دست به این عمل می زند.پدیده فرار از خانه با گسترش روزافزون خود ،بعنوان تهدیدی جدی برای جامعه وعامل افزایش ناهنجاریهای اجتماعی شناخته شده است.افراد فراری به گروهی از نوجوانان وجوانان اطلاق می شود که به علل متفاوتی ناچار به گریز از خانواده می شوند ودر این میان اعضای خانواده از علل واهداف فرار آنها اطلاعی ندارند ،اما آنچه مسلم است اینست که فرار دختران جوان نتیجه روابط ناسالم در خانواده ها در جامعه است وخود این عمل نوعی اعتراض است.

به اعتقاد پژوهشگران اجتماعی آنچه عامل افزایش دختران فراری می شود،فضای غیر منطقی در برخی از خانواده ها برای دختران است.به باور پژوهشگران فحاشی ،هتک حرمت،ضرب وجرح،زدن برچسب های غیر اخلاقی وارزیابی های نادرست از توانمندیهای دختران ،عملا انان را به حاشیه می راند وسرانجام به فرار از خانه مجبور می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 19:3  توسط علی معین فر  | 

یک سیاستمدارممکن است برای نیل به اهداف سیاسی مختلف ازجمله حفظ قدرت سیاسی خودبه اقدامات آلوده به فسادمتوسل شود.کسب منافع شخصی نامشروع یاموقعیت سیاسی ناروا بااستفاده ازقدرت سیاسی  حزبی ، موقعیت دولتی یاازطریق روابط با سیاستمداران یاصاحبان مشاغل سیاسی رافسادسیاسی گویند.این نوع فسادعمدتا شامل تامین مالی احزاب به شیوه های غیرقانونی (فسادانتخاباتی)،خریدآرابه نفع کاندیداهای خاص با پول ،ارعاب وتهدید درجریان انتخابات ،تحریف نتایج انتخابات ، تخصیص منابع وخدمات عمومی ودولتی براساس روابط مسموم بین سیاستمداران تجارت برپایه اعمال نفوذ سیاسی تصویب طرح ها یاقوانین خاص درجهت مقاصدخاص و....می باشد.ساختارسیاسی جامعه  میزان قدرت ومسئولیت سیاستمداران را تعیین می کندواز این طریق برمنافع وهزینه های فساد برای هرسیاستمداراثرمی گذارد.متغیرهای عمده سیاسی که می توانند برمیزان فساد تاثیر گذارند عبارتنداز:1-نحوه تقسیم قدرت سیاسی (میزان حاکمیت دموکراسی وماهیت آن در جامعه  حضوراحزاب سیاسی ونقش انها دربرقراری تعادل قوا)2-میزان ثبات سیاسی3-میزان آزادیهای سیاسی(آزادی های مدنی استقلال مطبوعات وآزادی بیان)4-میزان عزم واراده سیاسی برای مبارزه با فساد وحمایت مقامات عالی رتبه ازآن..هرگاه قدرت مطلق دراختیاریک سیاستمدار گذاشتهشود بدون شک خطرفساد افزایش می یابد.وجوداحزاب سیاسی مختلف سبب ایجادرقابت سیاسی وانتقال دورهای قدرت ازیک گروه ویا احزاب  به گروه یا احزاب دیگر می گردد وفعالیت های حزب حاکم پیوسته ازجانب احزاب رقیب موردنظارت ارزیابی وانتقاد قرار می گیرد.ازاینرو قدرت به صورت افقی بین سه قوه وبه صورت عمودی میان مقامات محلی ومرکزی تقسیم می گردد.هنگامی که پست های سیاسی براساس روابط سیاسی وتعاملات پشت پرده اعطا می شود معیارهای کارایی لیاقت وشایسته سالاری نادیده گرفته می شوند ومدیران به جای خدمت به کل جامعه ازامکانات واختیارات خود برای خوشخدمتی به سیاستمداران ویا جناحهای سیاسی خاص استفاده می کنند.چنانچه تقسیم قدرت ورقابت احزاب سیاسی به بی ثباتی منجرشود زمینه رشدفسادرا فراهم می کند.زیرادرمحیط بی ثبات سیاسی افراد تمایل بیشتری به ارتکاب فساد پیدامی کنند وچون آینده سیاسی خودرا متزلزل می بیند تلاش می کنند ازقدرت واختیارات خود حداکثر استفاده رادرحداقل زمان نصیب خود کنند.                                                                                                                                                        

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 8:7  توسط علی معین فر  | 

مدیرکل ثبت احوال استان تهران گفت: طی 9 ماهه اول سال جاری و در مقایسه با مدت مشابه آن در سال گذشته ، میزان طلاق در تهران 13/13 درصد افزایش و ازدواج نیم درصد کاهش داشته است.

سید احمد قشمی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: طی این مدت 145 هزار و 47 مورد تولد ، 43 هزار و 772 مورد فوت، 91 هزار و 18 مورد ازدواج و 18 هزار و 832 مورد طلاق در ادارات ثبت احوال استان تهران به ثبت رسید.

وی ادامه داد: از میان متولدین 74 هزار و 827 مورد نوزاد پسر و تعداد 70 هزار و 220 مورد نوزاد دختر بوده اند که به این ترتیب 51/59 درصد متولدین 9 ماهه ابتدای امسال را پسران و 48/41 درصد نوزادان را دختران تشکیل می دهند. 

مدیرکل ثبت احوال استان تهران با اشاره به آمار تولد ، فوت ، ازدواج و طلاق در 9 ماهه سال گذشته یادآور شد: در مدت زمان مذکور 145هزار و 319 مورد تولد، 41 هزار و 7 مورد فوت، 91 هزار و 519 مورد ازدواج و 16 هزار و 647 مورد طلاق در استان تهران به ثبت رسید.

قشمی اظهار داشت: با مقایسه آمار ثبتی 9 ماهه ابتدایی امسال با مدت زمان مشابه آن در سال گذشته ، میزان موالید 19/0- درصد، فوت با ۴۷/۶

درصد، ازدواج با 55/0- درصد و طلاق با 13/13 درصد رشد داشته است
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 14:55  توسط علی معین فر  | 

جمع‌بندي آمارهاي مربوط به بزهکاري‌هاي اجتماعي، از افزايش ۱۸ درصدي تعداد زنان خياباني دستگيرشده در کشور حکايت دارد.
همچنين با بررسي‌هاي انجام شده از اين افراد، اغلب زنان خياباني علت مبتلا شدن خود به انحراف را آشفتگي خانوادگي، اعتياد شوهر يا خانواده، رانده شدن از کانون خانواده، خشونت شوهر يا والدين، قرار گرفتن در معرض تجاوز جنسي و رانده شدن از قوم و خويش، نيازهاي شديد مالي و استيصال در تأمين معاش خود و فرزندان و... بيان کرده‌اند.

اين گزارش مي‌افزايد: برخي دستگيرشدگان نيز عقده‌هاي دروني، قصد انتقامجويي از پيکره جامعه به دليل آسيب وارده بر روحيه‌، انحراف جنسي مردان بوالهوس و... را علت کشيده شدن خود به اين انحرافات مطرح مي‌کنند.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 14:51  توسط علی معین فر  | 


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 14:48  توسط علی معین فر  | 

مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي با ارائه مجموعه‌اي از راهكارهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ، بر لزوم حل مشكل افزايش متوسط سن ازدواج در كشور تاكيد كرد.

به گزارش "نوانديش" دفتر مطالعات فرهنگي اين مركز ضمن بررسي «نقش حكومت در حل مشكل افزايش سن ازدواج» تصريح كرد كه در حال حاضر متوسط سن ازدواج براي دختران به 9/27 سال و براي پسران به 7/29 سال افزايش يافته و اين در حالي است كه ميانگين سن ازدواج در سال 1375 براي پسران تقريبا 26 سال و براي دختران حدود 23 سال بوده است.

مركز پژوهشها سپس با اشاره به تاكيدات شريعت و همچنين پيامبر گرامي اسلام (ص) بر ضرورت تعجيل و تسريع در ازدواج پس از فرا رسيدن مرحله بلوغ تاكيد كرد كه در حال حاضر حتي در ميان روستائيان نيز شاهد افزايش سن ازدواج – خصوصا در بين دختران روستايي – هستيم و در مجموع سن ازدواج در ميان دختران بيش از پسران بالاتر رفته است.

اين گزارش علل و عوامل موثر در بروز تاخير در ازدواج را متعدد دانست و با اين وصف تصريح كرد كه تاثير برخي از عوامل مانند عامل اقتصادي - از قبيل اشتغال و مسكن - در اين زمينه آشكارتر و تاثير برخي عوامل ديگر همچون ايجاد تحول در ديدگاهها نسبت به مفهوم ازدواج و مفاسد اخلاقي كمتر مشهود است.

در بخش ديگري از اين گزارش، تاخير در ازدواج و نيز عدم ازدواج از خصايص بارز جامعه كنوني ايران برشمرده شده و آمده است: اين وضعيت داراي آثار و تبعات جسمي و روحي – رواني و فردي و اجتماعي متعدد و گسترده‌اي است كه در صورت تداوم مي‌تواند جامعه را به سوي بيماري، عدم تعادل و انحراف سوق دهد و به همين دليل بر عهده دولت و نهادهاي اجتماعي است كه در چارچوب سياستهاي كلي برنامه چهارم در بخش امور اجتماعي، سياسي ، رفاهي و امنيتي، علاوه بر تقويت نهاد خانواده، در خصوص تامين شرايط و امكانات اساسي براي جوانان اقدامات موثري به عمل آورند و به مقابله با اين معضل بپردازند و از گسترش و شيوع هر چه بيشتر آثار و تبعات آن در جامعه پيشگيري نمايند.

مركز پژوهشها در ادامه پيشنهادها و راهكارهاي خود براي حل معضل تاخير در ازدواج را در قالب راهكارهاي اقتصادي و اجتماعي – فرهنگي تبيين كرده و افزود: دولت مكلف است موانع اقتصادي ازدواج را از سر راه جوانان برداشته و جاده ازدواج را براي آنان هموار و مسطح نمايد و بدين منظور افزايش منابع اقتصادي و فراهم نمودن زمينه هاي توليد ثروت براي جوانان و كاهش هزينه‌ها و مخارج زندگي ضرورت دارد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 14:41  توسط علی معین فر  | 

هرجامعه متناسب بارشد یا انحطاط خود با انواعی از انحرافات وقانون شکنی ها روبرو می باشد که لازمه ترقی وتعالی ان جامعه مواجهه صحیح وحکیمانه با انهاست .ازاینرو اگاهی ازکجرویهای اجتماعی ومسائل ناشی از ان برای مدیران و نخبگان جوامع ضرورت تام دارد.وبلاگ حاضر می کوشد تا دانشجویان وپژوهشگران را با انحرافات خصایص مجرمین و منحرفین واسیب شناسی اجتماعی بویژه کشور عزیزمان ایران اشنا سازد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 18:27  توسط علی معین فر  |