تبليغاتX
هرکس را توتمی هست،وقلم توتم ماست
اجتماعی،فرهنگی،سیاسی

 

فرا رسیدن میلاد  با سعادت  امام علی ابن موسی الرضا را به تمام مسلمین جهان علی الخصوص شیعیان تبریک عرض می نماییم.

                                ***************************************

 

در حالي كه درست چهار ماه تا روز برگزاري انتخابات دور هشتم مجلس شوراي اسلامي زمان باقي مانده است، گروه‌هاي مختلف سياسي از خاستگاه‌هاي مختلف سياسي، مردمي و حكومتي در حال چينش نيروهاي خود و آمادگي براي ورود به اين رقابت هستند. اما پرسش اينجاست كه رقباي اصلي اين انتخابات را كدام گروه‌ها تشكيل مي‌دهند، يا به عبارت دقيق‌تر، كدام «دو» گروه عمده رقيب اصلي يكديگر در انتخابات هستند.

در رقابت‌هاي سياسي ايران، معمولا يك رقابت اصلي دوقطبي جريان داشته كه زماني به صورت رقابت راست و چپ و زماني در قامت مسابقه اصولگرا و اصلاح‌طلب ظاهر شده است، با اين حال در مقاطعي از تاريخ طرفين، اين رقابت، شكل ديگري به خود گرفته‌اند.

به عنوان نمونه در آخرين انتخابات برگزار شده در كشور كه همان انتخابات شوراها بود، از يك سو رقابت بين طيف اصولگرا و اصلاح‌طلب مطرح بود، اما در عين حال، به دليل شركت طيف هواداران دولت در انتخابات، رقابت ديگري بين هواداران و منتقدان دولت نيز به وجود آمد و از آنجا كه هواداران دولت (رايحه خوش خدمت) در تهران و بسياري از شهرهاي ديگر ليستي متفاوت از ليست ائتلاف اصولگرايان داشتند، نتيجه انتخابات هم‌زمان پيروزي اصولگرايان و شكست هواداران دولت بود. به اين معنا كه در رقابت اصولگرايان و اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبان به رغم كسب پيروزي نسبي (افزايش كرسي‌هاي خود از حد صفر گذشته)، تعداد كرسي كمتري از اصولگرايان به دست آوردند و اصولگرايان پيروز شدند، اما از نگاه ديگر ليست هواداران دولت با شكست جدي همراه شد و منتقدان دولت (كه البته بخش عمده آنها را هم اصولگرايان تشكيل مي‌دادند) پيروز ميدان شدند.

با وجود‌آن‌كه دولت نهم در تقسيم‌بندي‌هاي سياسي در زمره طيف اصولگرايان به شمار مي‌‌رود، خارج ماندن برخي شخصيت‌هاي اصولگرا از دولت و محوريت دولت بر نزديكان رئيس‌جمهور، ‌باعث شد كه اين تقسيم‌بندي دوگانه در نتيجه انتخابات دور سوم شوراها حاصل شود و جالب آن‌كه در انتخابات خبرگان نيز در مواردي كه طيف هواداران دولت وارد عمل شدند، نتايجي نظير همين امر، يعني پيروزي هم‌زمان اصولگرايان و منتقدين دولت و شکست هواداران دولت رخ داد. اما پرسش اينجاست كه آيا در انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي كه به فاصله پانزده ماه از انتخابات گذشته برگزار مي‌شود، باز هم چنين آرايش و چنين نتايجي تكرار خواهد شد؟

قطعا پاسخ به اين پرسش چندان آسان نيست و به عوامل مختلفي وابسته است، به ويژه كه جايگاه و نقش مجلس شوراي اسلامي با شوراها و خبرگان متفاوت است، اما در ادامه به اين عوامل و مختلف و احتمالات منطقي ممكن مي‌پردازيم.

عامل اول ميزان همگرايي اصولگرايان و شانس آنها براي ائتلاف است، امري كه به نظر مي‌رسد تفاوت‌هايي با سال گذشته دارد. از جمله اين‌كه دست‌كم تاكنون به نظر مي‌رسد طيف هواداران دولتي با گروهي از اصولگرايان به تفاهم رسيده و ائتلافي را تشكيل داده‌اند، هرچند گروه‌هاي اصولگرايايي نيز در خارج از اين ائتلاف به چشم مي‌‌خورند. قطعا يكي از دلايل اين ائتلاف، نگراني از فتح مجلس آينده توسط اصلاح‌طلبان با اشاره به روند گام به گام اعلام شده از سوي آنهاست، اما دليل ديگر مي‌تواند كمبود نيروي طيف هواداران دولت باشد. دولت نهم كه بر محور شهردار منتخب شوراي شهر آبادگران تشكيل شد، قطعا براي انتخابات شوراهاي اسلامي شهر نيروهاي آماده‌‌تري داشت تا انتخابات مجلس، به ويژه كه بيشتر نيروهاي اين طيف نيز بر مصدر پست‌هاي دولتي هستند. با اين حال اين‌كه اين ائتلاف تا كجا دوام پيدا می كند، امري است كه بعدا مشخص خواهد شد.

عامل بعدي، ميزان محبوبيت دولت براي مردم است. مردم ايران در اسفند ماه در حالي پاي صندوق‌هاي رأي حاضر مي‌شوند كه 2.5 سال از روي كار آمدن دولت نهم گذشته و درك نسبتا كاملي از ميزان توفيق آن پيدا كرده‌اند. از آنجا كه مجلس هم در تقويت يا نقد دولت كنوني نقش حساسي دارد و هم نتيجه انتخابات مجلس هشتم مي‌تواند نقش تعيين‌كننده‌اي در نتيجه انتخابات رياست‌جمهوري دهم داشته باشد، قطعا موضع مردم نسبت به دولت يكي از مهم‌ترين عوامل تعيين‌كننده رأي آنان در انتخابات مجلس است.

اين امر در گذشته نيز سابقه داشته است، مثلا در انتخابات مجلس ششم كه هنوز موج دوم خرداد 76 ادامه داشت، در تهران ليست منسوب به دولت خاتمي به استثناي يكي دو مورد و شبيه همين امر در شهرستان‌ها، پيروز انتخابات شد. يا به عنوان نمونه در انتخابات مجلس چهارم كه دو سال پس از روي كار آمدن دولت هاشمي برگزار شد، طيف راست كه متحدان آن زمان هاشمي رفسنجاني به شمار مي‌رفتند، پيروز ميدان انتخابات شدند. همچنين ميزان رأي افراد نزديك به رؤساي جمهور وقت نظير فائزه هاشمي، محمدرضا خاتمي و پروين احمدي‌نژاد در دوران قدرت پدر و برادرانشان، تا اندازه‌اي حاكي از محبوبيت دولت‌هاي آنها در آن مقطع زماني است.

با اين وصف مي‌توان بنا بر دو عامل همگرايي دولت و اصولگرايان موضع عمومي مردم نسبت به دولت، يك مدل منطقي چهار حالته را براي نتيجه انتخابات مجلس هشتم به دست آورد:

رديف

عامل دولت

عامل اتحاد

نتيجه انتخابات

1

دولت محبوب

اتحاد دولت با اصولگرايان

پيروزي دولت

پيروزي اصولگرايان

2

دولت محبوب

عدم اتحاد دولت با اصولگرايان

پيروزي دولت

پيروزي اصولگرايان

3

دولت نامحبوب

اتحاد با اصولگرايان

شكست دولت

شكست اصولگرايان

4

دولت نامحبوب

عدم اتحاد با اصولگرايان

شكست دولت

احتمال پيروزي اصولگرايان

با توجه به اين جدول كه صرفا بنا بر اصول منطقي به دست آمده، تمامي چهار حالت ممكن و تمامي چهار نتيجه ممكن حاصل از آنها برشمرده شده است.

منظور از دولت محبوب و دولت نامحبوب، آن است كه موضع مردم شركت‌كننده در انتخابات نسبت به دولت، بيشتر به كدام سو گرايش پيدا مي‌كند و دولت به صورت كلي در نظر آنان محبوب يا نامحبوب است.

مفهوم حالت اول مشخص و بي‌نياز از توضيح است.

در حالت دوم از آنجا كه خود دولت به طيف اصولگرا تعلق دارد، حتي در صورت نبود اتحادي ماندگار ميان دولت و بخش جدي اصولگرايان، يا به عبارت ديگر شركت يك ائتلاف قدرتمند اصولگرايان منتقد دولت، پيروزي ليست دولت نيز پيروزي براي اصولگرايان به شمار خواهد رفت. شايد بتوان گفت نظير اين اتفاق در انتخابات رياست‌جمهوري هم افتاد.

معناي حالت سوم آن است كه بخش اعظم اصولگرايان با دولت متحد شده و در ائتلافي منسجم با آن در برابر اصلاح‌طلبان حاضر شوند كه در اين صورت با فرض عدم محبوبيت دولت، اصولگرايان نيز به همراه دولت دستخوش شكست خواهند شد.

اما حالت چهارم حالتي است كه به رغم عدم محبوبيت دولت در ميان مردم، بخش اعظم اصولگرايان با دولت مؤتلف نشده است. در اين صورت عدم پيروزي طيف هوادار دولت قطعي است، اما اين‌كه پيروز انتخابات، اصولگرايان يا اصلاح‌طلبان باشند، مشخص نيست، به گونه‌اي كه ممكن است اصلاح‌طلبان از عدم محبوبيت دولت به سود خود استفاده كرده و گوي خانه ملت را بربايند. همچنين احتمال آن مي‌رود كه يك طيف محبوب اصولگراي منتقد دولت، بتواند نظرات مردم را به خود جلب كند و پيروز ميدان شود كه در اين صورت مشابه انتخابات شوراهاي گذشته تكرار خواهد شد.

به هر حال انتخابات پيش رو از راه مي‌رسد و گروه‌هاي گوناگون سياسي با درك خود از شرايط كنوني كشور و تمايلات مردم آرايش سياسي نهايي انتخابات را تشكيل مي‌دهند و سرانجام با رأي مردم تكليف مجلس آينده روشن خواهد شد.

                                                                       منبع:سایت تابناک۲۴/۸/۸۶
حال تحلیل طیف مشارکت اصلاح طلبان را در مقابل دیدگاه فوق اصولگرایان جهت آگاهی علاقمندان به این وبلاگ ذکر می کنیم.
 

با نزدیك شدن به زمان برگزاری انتخابات مجلس هشتم و بویژه با شكل‌گیری ائتلاف گسترده اصلاح‌طلبان، نگرانی جناح حاكم از شكست در انتخابات افزایش پیدا كرده است و از این‌رو، تلاش‌های تازه‌ای برای حفظ انسجام و انگیزه كافی جهت فعال‌سازی نیروها در انتخابات آتی در دستور كار قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار نوروز، جریان حاكم كه مهمترین ابزار فعالیت انتخاباتی خود را حزب پادگانی می‌داند، بشدت از بی‌انگیزگی و انفعال این نیروها كه ناشی از عملكرد ضعیف مجلس هفتم و بویژه دولت نهم بوده، احساس نگرانی می‌كند.

بنابراین اخبار، در نشست‌های تصمیم‌گیری جناح حاكم تصمیم گرفته شده تا در برابر تصویری كه نیروهای اصلاح‌طلب و منتقدان دولت از فضای سیاسی كنونی كشور تصویر می‌شود و تصویری واقعی و مؤثر بوده، تصویری مجازی تبلیغ و نیروهای حامی و بدنه حزب پادگانی حول آن فعال شوند.

بر اساس این استراتژی، از آنجا كه عملكرد دولت نهم و بویژه شخص احمدی‌نژاد انتقادات زیادی را حتی در بدنه نیروهای حامی وی در پی داشته است، تصمیم‌گیرندگان جناح حاكم شعار و محور اصلی فعالیت خود را حول مساله «ولایت‌فقیه» متمركز كرده‌اند و در نظر دارند بار دیگر با هزینه كردن از جایگاه عالی نظام، منتقدان دولت و بویژه جریان اصلاح‌طلب را تحت عنوان «مخالفان ولایت‌فقیه» معرفی و با ایجاد هراس در میان نیروهای حامی نسبت به بازگشت این طیف، انگیزه و انسجام كافی را میان آنها بوجود آورند.

گزارش خبرنگار نوروز حاكی از آن است كه این استراتژی در حال حاضر به مرحله اجرا رسیده است و سخنگویان حزبی، دولت و حتی نظامی این مساله را بعنوان محور سخنرانی‌های خود در جلسات خصوصی و عمومی با نیروهای حامی، محور كار خویش قرار داده‌اند.

بنابراین گزارش، اخیرا دبیركل یكی از احزاب باسابقه جناح راست طی سخنانی در زاهدان با هشدار جدی نسبت به تكرار مجلس ششم گفته است:« ما معتقدیم كه یك تقابل و تضاد تاریخی در میان دو تفكر حكومت دینی و تفكری كه در مقابل آن قرار دارد، از ابتدا تاكنون در كره زمین وجود داشته و دارد. در داخل و خارج كشور چنانچه به صف بندی غیر از این دو صف بندی معتقد باشیم وقت خود را تلف كرده‌ایم. در داخل كشور عده‌ای با حكومت دینی مخالفند و شبها كه می- خوابند پای خود را به طرف غرب دراز می‌كنند. باید در انتخابات و سایر تصمیم‌گیریها وضعیت خود را معلوم كنیم كه آیا در چارچوب حكومت دینی و یا تفكر لائیك قرار داریم یا نه؟».

همچنین، یكی از شاگردان مصباح‌یزدی كه در كابینه نیز مسؤولیت دارد، هفته جاری طی سخنانی در در گردهمایی روحانیون و فرماندهان نظامی و نیروهای كادر وظیفه در پادگان قدس تیپ مستقل 57 ابوالفضل (ع) خرم‌آباد تاكید كرده:« امروز دشمن عزم خود را جزم كرده و حمله خود را به اساسی‌ترین نهاد مقدس جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه متمركز كرده است و ما باید در صحنه انتخابات پشت‌سر ولایت‌فقیه قرار بگیریم».

یكی از نمایندگان ولی‌فقیه در بسیج نیز اخیرا در سخنانی گفته:« آنها گفته‌اند این دفعه باید آدم‌های موجه و میانه‌رو را بیاوریم اما ما می‌گوییم موجه و غیرموجه،‌میانه‌رو و مشاركتی و مجاهدین انقلا‌ب هیچ فرقی با هم ندارند و همه آنها سر و ته یك كرباس هستند؛ چراكه همان موجهین و معتدلین بودند كه سكوت كردند و آن تندروهایشان، آزادگان، بسیجیان و مقدسات را مسخره كردند و قلب ولی‌فقیه را به درد آوردند»

                           منبع:سایت نوروز۲۴/۸/۸۶

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 21:33  توسط علی معین فر  | 

بررسی مسئله جامعه پذیری در سطح نوجوانان و جوانان ایرانی نشان می دهد با وجود سرمایه گذاریهای گسترده مستقیم وغیر مستقیم نظام (سرمایه گذاری در امور تربیتی ، دروس دینی ،انبوه مسابقات قرآن ، احکام، حدیث، حضور قابل تامل دروس دینی در کنکور ومانند آنها) ، به دلیل نا بسامان بودن ، بی برنامگی وتخالف خط مشی های پی گرفته شده با دستاوردهای علمی ، بسیاری از سرمایه گذاریهای نظام در روند جامعه پذیری جوان نه  تنها به نتیجه مثبتی نینجامیده است،بلکه بعضا به نتایج منفی انجامیده اند. به عنوان نمونه ،از شیوه های رایج جامعه پذیری (متابعت یا جامعه پذیری مبتنی بر زور، همانندسازی یا جامعه پذیری مبتنی بر عواطف ودرونی سازی ) ،آنچه در کلان نظام و مدارس مشاهده می شود، روشهای جامعه پذیر کننده مبتنی بر زور است واولیای تربیتی جوانان با اتکا به زور سعی در نماز خوان کردن ، دیندار کردن یا تر بیت انقلابی جوان میکنند ،حال آن که روشهای مبتنی بر زور ،ضعیف ترین شیوه جامعه پذیری ممکن بشمار میآید ودر غالب موارد ، جامعه پذیری اخیر در میان مدت با پاسخهایی مانند انزوا یا پر خاشگری اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی مواجه خواهد شد.

حال این سئوال مطرح می شود جناب آقای فرشیدی وزیر محترم آموزش وپرورش مقصر کیست ؟ معلمین ، اولیا، یا مسئولینی که بدون  کارشناسی وعقلانیت  برنامه ریزی میکنند.

حال قسمتی از مصاحبه وزیر آموزش وپرورش در اینجا جهت اطلاع از سایت فردا نیوز ونواندیش در مورخه ۲۵/۸/۱۳۸۶ آورده میشود.

     وزیر  آموزش و پرورش با اذعان به اين كه ما هنوز فضايي كه در آن نماز خواندن يك ارزش محسوب مي‌شود، براي دانش‌آموزان فراهم حاكم نكرده‌ايم، حضور نيافتن كادر مدرسه در برپايي نماز، اجبار به اقامه نماز، نبود نمازخانه، سرگرمي‌هاي بازدارنده اعم از بازي‌هاي رايانه‌اي و فيلم‌هاي مبتذل و ... را از عوامل اصلي نماز نخواندن 50 تا 80 درصد دانش‌آموزان متوسطه در يك نظرسنجي برشمرد.

محمود فرشيدي صبح پنج‌شنبه در مراسم اختتاميه مسابقه «پنجره‌اي رو به آفتاب» و تقدير از 40 معلم برگزيده در خاطره‌نويسي از نحوه آموزش نماز به دانش‌آموزان، با تاكيد بر اين كه پيچيده كردن آموزش نماز از عمده علل گرايش نداشتن دانش‌آموزان به نماز است، اذعان كرد: گاهي در اين مقوله آن چنان حواشي بر اصل غلبه مي‌كند و آموزش‌ها آن قدر پيچيده به دانش‌آموزان عرضه مي‌شود كه محتواي اصلي آن‌ها به فراموشي سپرده مي‌شود.

وي به نتايج يك نظرسنجي عمومي از دانش‌آموزان متوسطه مبني بر ارزيابي موانع بر پايي نماز در استان سيستان و بلوچستان اشاره كرد و با بيان اين كه نتايج اين نظرسنجي تا حدي قابليت عموميت دادن به همه دانش‌آموزان متوسطه كشور را دارد، اعلام كرد‌: در اين نظرسنجي علت گرايش نداشتن 50 درصد دانش‌آموزان به نماز، آشنايي نداشتن با ظاهر و باطن اين فرضيه عنوان شده است كه اين امر ضرورت كنار گذاشتن پيرايه‌ها و پرداختن به عمق در شناسايي نماز به محصلان را نشان مي‌دهد.

وزير آموزش و پرورش همچنين هماهنگ نبودن نگرش خانه و مدرسه نسبت به نماز را علت گرايش نداشتن 58 تا 75 درصد دانش‌آموزان متوسطه به اين فريضه دانست و تصريح كرد: از ظرفيت انجمن‌هاي اوليا و مربيان بايد بيش از پيش در هماهنگ‌سازي رويكرد خانه با مدرسه دانش‌آموزان در امور تربيتي و فرهنگي استفاده كرد.

وي افزود: طبق ديگر نتايج اين نظرسنجي 76 درصد دانش‌آموزان متوسطه، ضعف ارتباطات عاطفي بين معلم و دانش‌آموز، 52 درصد حضور نيافتن كادر مدرسه در نمازخانه و مراسم برپايي نماز، 55 درصد اجبار به اقامه نماز به عنوان يك روش كاملا غيراصولي كه تنها نتيجه آن به لجاجت كشاندن دانش‌آموز است و 5/57 درصد سرزنش و تمسخر دوستان را علت اصلي برپا نداشتن نماز عنوان كرده‌اند كه اين امر نشان دهنده اين است كه متاسفانه ما فضايي بر مدرسه و دانش‌آموزان حاكم نكرده‌ايم كه در آن، نماز نخواندن يك ضد ارزش محسوب شود.

به گزارش ايسنا، فرشيدي نبود نمازخانه در مدرسه و وجود سرگرمي‌هاي بازدارنده اعم از بازي‌هاي رايانه‌اي و فيلم‌هاي مبتذل را عامل نماز نخواندن 76 درصد دانش‌آموزان متوسطه در نظرسنجي ياد شده خواند و تصريح كرد: آموزش‌هاي تربيتي حلقه‌هايي به هم پيوسته‌اي هستند كه بايد در هر يك از 12 سال تحصيلي به تناسب به دانش‌آموزان عرضه شوند، لذا تخليه يك مرتبه اين آموزش‌ها به ذهن دانش‌آموز در يك مقطع خاص و اجبار به يادگيري آن‌ها، تنها اثر عكس بر جاي خواهد گذاشت.

وي در پايان خاطرنشان كرد: نماز خواندن بايد به عنوان يكي از ساده‌ترين روش‌هاي پرستيدن خدا با روش‌هاي جذاب به دانش‌آموزان آموزش داده شود و نبايد با يك سري پيچيدگي‌هاي زائد، دانش‌آموزان را از اين فريضه آسان دلزده كرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 14:57  توسط علی معین فر  | 

هنگامی که مصاحبه دکتر افروغ را در آذر ماه سال ۱۳۸۵ با روزنامه ابرار خواندم با خود اندیشیدم که سرانجام عقلانیت ایجاب می کند روزی واقعیتهارابیان کرد ولو اینکه در داخل یک جناح سیاسی باشی.

در این نوشتار قسمتی از سخنان دکتر افوغ را در سال ۸۵ و۸۶ باز گو میکنیم.

افروغ در گفت‌و‌گویی که به عنوان رییس كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با «روزنامه ابرار» انجام داده است، هشدار داد: اگر هزار بار دیگر آن شرایط تاریخی اتفاق بیفتد من به احمدی‌نژاد رای می‌دهم اما كاری نكنید كه شرایط عوض شود و اكنون شرایط در حال عوض شدن است. 

وی ادامه داد: «من با توجه به آرایش نیروهای سیاسی و با توجه به رقیب ایشان كه از مخالفین جدی رقیب ایشان بودم، همان انتخابی را می‌كردم و می‌كنم كه كردم... چون رقیب را قبول نداشتم و به دلیل شعارهای احمدی‌نژاد به وی رای دادم. من بر اساس شعارهای احمدی‌نژاد به وی رای دادم و از ایشان شناخت نداشتم. هر كسی دیگری هم بود با این شعارها به وی رای می‌دادم. اما بر اساس عملكرد یك سال و نیم گذشته از رایم راضی نیستم. اگر رقیب رییس‌جمهور فعلی (احمدی‌نژاد) یك فرد فهیم، نظریه‌پرداز، حكیم و اهل مشورت باشد، استراتژی و برنامه داشته باشد، از رفتارهای پوپولیستی و هیجانی و احساسی و غیرحكیمانه اجتناب بورزد بی‌تردید به او رای می‌دهم». 
حال مصاحبه افروغ در مورخه ۱۷/۸/۱۳۸۶ رابا سایت آفتاب در اینجا یاد آور می شویم.

افروغ با بیان اینکه «یا به سراغ ائتلاف نرویم یا ائتلاف‌هایمان ترجمانی از وحدت در عین کثرت باشد»، افزود: سعی نکنیم با استفاده از غفلت و ناآگاهی مردم خود را بیش از آن چه هستیم جلوه دهیم.

عضو ارشد اصولگرايان مستقل با انتقاد از موضعگيري و اظهارنظر برخي افراد درباره اصولگرايان گفت: آقايان مواظب موضعگيري‌هاي خود باشند اگر تکليف اقتضا کند، آنگاه رعايت هيچ مصلحتي را نخواهيم کرد.

به گزارش آفتاب، عماد افروغ با انتقاد از نگاه‌هاي انحصارطلبانه برخي افراد به اصولگرايي افزود: با نگاه‌هاي فرصت‌طلبانه و انحصاري به اصولگرايي، نمي‌توان در انتخابات پيروز ميدان شد. چه کسي گفته است که اصولگرايي محصور در سه گروه خاص است؟ آيا سابقه افراد اصولگرا معرف اين سه گروه است؟ آيا نبود اصولگراياني که به هيچ گروهي وابستگي نداشتند، اما اصولگرا بودند؟ چه کسي مي‌تواند به خود اجازه دهد که افراد ديگر اصولگرا را حذف کند و بعد مدعي باشد که 95 درصد از اصولگرايان را به وحدت رسانده است؟ اتفاقا عقل سياسي حکم مي‌کند که بگوييم ائتلاف ما تنها درصد محدودي از اصولگرايان را پوشش مي‌دهد و مابقي را از جرگه اصولگرايي خارج نکنيم، در غير اين صورت، اين پرسش پيش مي‌آيد که اين چه 95 درصدي است که تنها دربرگيرنده سه جناح خاص است.

 عضو کميسيون فرهنگي مجلس افزود: ظاهرا امر بر آقايان مشتبه شده اصولگرايي به هيچ وجه در اين سه گروه که ترجمان يک گروه است، خلاصه نمي‌شود، همان گونه که اصلاح‌طلبان هم محدود به يک ائتلاف، يا يک گروه خاص نمي‌شوند و همان گونه که در بين اصولگرايان، افراد اصلاح‌طلب يافت مي‌شود، در ميان اصلاح‌طلبان نيز افراد اصووجود دارد.

افروغ با بيان اين که «يا به سراغ ائتلاف نرويم يا ائتلاف‌هايمان ترجماني از وحدت در عين کثرت باشد»، افزود: سعي نکنيم با استفاده از ناآگاهي مردم، خود را بيش از آن چه هستيم، نشان دهيم.
وي در ادامه گفت: ما تاکنون درباره ائتلاف اصولگرايان يا اصلاح‌طلبان موضعگيري نکرده‌ايم، اما بارها شاهد آن بوده‌ايم که در مصاحبه‌ها عليه ما موضعگيري مي‌شود. من فکر مي‌کنم پرونده ما بيش از آنان حکايت از حقيقت‌گرايي دارد و اگر به حقيقت‌گرايي خود رجوع کنيم آنگاه بي‌محابا موضع‌گيري خواهيم کرد.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي هيچ فرد، قشر و جناحي را محور اصولگرايي ندانست و گفت: اصولگرايي با اصولگرايان تعريف نمي‌شود. اگر بخواهيم وارد ارزيابي گروه‌ها شويم و ارزيابي کنيم، فرياد مي‌زنيم که چه کساني طرفدار چه افرادي بودند و بارها با چرخش قدرت دولتي، تغيير کردند و حال ما را نصيحت مي‌کنند. امروز به جاي اين که آنان پاسخگوي تغييرات خود باشند، بزرگنمايي مي‌کنند و ما که بايد به خاطر عدم تغيير مواضع، ايستادگي بر مواضع، عدم منفعت‌طلبي و به دليل استقلال تحسين شويم، مورد تعرض آنان واقع شده‌ايم؟!

وي با بيان اين که «مردم قضاوت درست خواهند کرد»، پيش‌بيني کرد: قطع نظر از ائتلاف‌هايي که سر بزنگاه قدرت شکل مي‌گيرد، مردم نمايندگان حقيقي و اصولگراي خود را از ميان گروه‌هاي گوناگون بر مي گزينند، چرا که جامعه ما به تدريج به رشد قابل قبولي رسيده و مردم ديگر اسير عنواين اصولگرا، اصلاح‌طلب، اصولگرايان اصلاح‌طلب يا اصلاح‌طلبان اصولگرا نخواهند شد. آنان واقعيت‌ها، گذشته‌ها، سلامت و مقاومت‌ها را مي‌بينند و قضاوت مي‌کنند.

افروغ وظيفه عمده هر کسي را تکليف‌گرايي و اداي تکليف دانست و تأکيد کرد: به دليل آن که ما از روز نخست حسابمان با آقايان جدا بود و شاهد انحرافات برخي بوديم و همچنين به دليل آنکه اسير منفعت‌طلبي هم نشده‌ايم و نمي‌شويم، نه در انشقاق ائتلاف‌هاي سربزنگاه قدرت نقشي داريم و نه اجازه مي‌دهيم با فرافکني به وسيله ما به وحدت برسند.

وي در توضيح اين سخنان گفت: ما از آغاز حساب خود را جدا کرديم؛ بنابراين، نه دليل انشقاق آنان هستيم و نه اجازه مي‌دهيم با مطرح کردن ما به عنوان رقيب به وحدت برسند و بگويند که اگر آنان اينچنين و آنچنان بودند، ما اينچنين و آنچنان مي‌شديم، چرا که حساب ما از روز اول جدا بود و نقشي هم در اختلافات داخلي آنان نداريم.

عضو ارشد تشکل اصولگرايان مستقل درباره لزوم ايجاد چنين تشکلي در فضاي کنوني کشور گفت: متأسفانه، ما در مجلس شاهد پديده‌اي بوديم که شماري از نمايندگان که نام اصولگرا را بر خود گذاشته بودند، در تعامل با دولت يک سويه عمل کردند و نقش نظارتي و تقنيني مجلس را به فراموشي سپردند.

وي ادامه داد: از آن جايي که يکي از مؤلفه‌هاي اصولگرايي  را استقلال، آزادي عمل و استغفاي روحي مي‌دانم، چنين افرادي را اصولگرا نمي دانم؛ اصولگرا وابسته و مديون به هيچ شخص يا گروهي نيست و تنها وابسته به معرفت و حق است؛ اصولگرا حتي وابستگي تشکيلاتي ندارد و منافع حزبي و تشکيلاتي را نيز فداي حق و حقيقت مي‌کند.

وي با بيان اينکه «متأسفانه به دليل آن‌که در مجلس شاهد تعامل‌گرايي يکسويه و دولت‌گرايي پارلماني بوديم، جدا شديم»،‌ گفت: ما بر حسب منش اصولگرايي خود عمل کرده‌ايم و با توجه به منشور و باورهاي خود، احساس دين به مردم و اصول خود داريم.

افروغ با تأکيد بر ناسازگاري انقلاب اسلامي با مصلحت گروهي و شخصي گفت: ما هنوز بر سر مواضع خود پافشاري مي كنيم و اگر اکنون سکوت کرده‌ايم، از سر حقيقت‌خواهي ماست؛ بنابراين، برخي از اين سکوت تفسير اشتباه نکنند. وي با بيان اين که «به پيروزي در انتخابات نمي‌انديشيم»، گفت: ما به اداي وظيفه فکر مي‌کنيم و بيش از آن که نگران نتايج انتخابات باشيم، نگران اخلاق‌گرايي و وظيفه خود هستيم و پيروزي در انتخابات براي ما يک موضوع فرعي به شمار مي رود.

وي مؤلفه نقد را داراي اهميت اساسي دانست و گفت: ما جريان خود را با حقيقت پيوند زده‌ايم، اما نگفته‌ايم که حقيقت با جريان ما يکي است. ما اصولگرايي را با فراکسيون اصولگرايان معنا نمي‌کنيم، بلکه به نظر ما هر کسي مي‌تواند اصولگرا باشد و حتي در ميان رقباي خود و اصلاح‌طلبان، برخي افراد را اصولگرا مي‌دانيم.

وي همچنين گفت كه «جامعه ما دچار تغيير و تحول شده است» و افزود: برخي از چهره‌هاي سياسي قديمي، قدرت درک تغيير و تحول کشور را ندارند يا اين که آن را درک کرده‌اند، اما احساس مي‌کنند که منافع آنان چيز ديگري است و خود را به درک نكردن آن مي‌زنند.

افروغ خاطرنشان کرد: آنچه مهم است، انديشه‌هاي امام‌(ره) اصول و مباني انقلاب است و ما بايد ابزارهاي تحقق اين اصول باشيم؛ بنابراين، هيچ قشر، شخص و جناحي محوريت اصولگرايان را بر عهده ندارد.


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 10:51  توسط علی معین فر  | 

بي ترديد بايد گفت كه جامعه امروز ايران با مشکلات متعدد دروني مواجه است كه يكي از چالش برانگيزترين اين مشکلات، پديدآمدن تدريجي «تعارضات قومي» در برخي از نواحي كشور مي باشد و اين موضوعي است كه امروز به عنوان يكي از جدي ترين تهديدها در مقابل منافع ملی در كشور قرار دارد.

در ابتدا بايد ديد كه نقطه پيدايش اين «تعارض» و خاستگاه بروز اين چنين ديدگاههايي در كجا بوده و از چه مقدار اصالت و درون زايي برخوردار است.

ايران از سالهاي بسيار دور همواره زيستگاه (و گاهي گذرگاه) قوم ها و تيره هاي مختلف بوده است. اقوام بسياري در گذر قرنها با ريشه هاي ن‍ژادي يكسان و متفاوت در اين سرزمين ساكن شده اند. اما آميزشهاي اجتماعي و اقتصادي اين قوم ها با يكديگر به اندازه اي گسترده بوده كه پيش از آغاز دوران ملت سازي در جهان ( از قرن هفدهم ميلادي به اين سو) اغلب گروههاي قومي ايران از تعلق جمعي به ميهن مشترك (ميهن دوستي ايراني) آگاهي داشته اند و با تكوين روند مليت يابي در ميان ايرانيان، گذار از مرحله ميهن دوستي ايراني به ناسيوناليسم نوين ايراني در اكثر نواحي به راحتي صورت گرفت. اما در برخي از نواحي به علت پيدايش تدريجي تفاوتهاي قومي، زباني و مذهبي اين روند با موانعي روبه رو گرديد. در اين نواحي به علت وجود تفاوتهايي اين چنيني در مرحله تكوين مليت يابي، شاهد ظهور پديده نويني در تاريخ اجتماعي ايران هستيم كه بايد آنرا «شكاف هاي قومي» بناميم. دليل پديد آمدن شكافهاي اجتماعي قومي تأثير عوامل فرهنگي، محيطي و جغرافيايي خاصي است كه بنابر وجود تفاوتهايي ميان كانون و پيرامون در سطح ملي مي تواند منجر به ظهور احساسات «واگرایانه» گردد. و اين احساسات در نهايت منجر به پيدايش وضعيت «شكاف قومي» مي شود. اين وضعيت يك وضعيت بحراني بالقوه است كه مي تواند بصورت بالفعل به منصه ي ظهور رسيده و مبدل به يك بحران جدي گردد. اما مي توان با مديريت مناسب و اتخاذ تدابير قاطعانه، از عميق تر شدن اين شكافها جلوگيري كرده و آنرا مهار نمود.

فرانسه در قرن شانزدهم ميلادي با پيگيري قاطعانه سياستهاي يكسان سازي قومي براي هميشه بر اين بحران فائق آمد و بسياري ديگر از كشورها نيز از اين شيوه پيروي نمودند. اما كشورهايي هم با ظرافت تمام، اين شكافهاي قومي را مبدل به «تنوع قومي و فرهنگي» در داخل كشور نمودند( مانند   ایتالیا) در مورد ايران نيز باتوجه به ناپسند بودن راهبرد يكسان سازي قومي در جهان امروز (مانند تجربه ناموفق تركيه) و همچنين روح تكثرگرايي قومي فرهنگ ايراني مي توان (و بايد) شكافهاي قومي را مبدل به تنوعات قومي نمود. امري كه در طول تاريخ ايران همواره عينيت داشته است. اما متاسفانه همواره هستند دار و دسته هايي كه در پي آنند كه با فعال کردن شكاف هاي غیر فعال قومي از نهادينه تر شدن تنوع موجود فرهنگي جلوگيري كرده و آنرا مبدل به «تعارض قومي» كنند و اين مرحله ايست كه عوامل تمايز بخش بر عوامل و عناصر پيوند دهنده غلبه كرده، و دشمنيهاي ميان قومي را دامن زده و راه به سوي خصومت و برخورد مي برند. در اين مرحله اغلب پيوند هاي مشترك ميان يک قوميت خاص با ساير اقوام جامعه گسسته شده و بحران ابعاد جدي و خطرناک به خود مي گيرد. دقيقاً به همين علت است كه تمامي گروههاي تجزيه طلب در هرجاي گيتي كه باشند، مهمترين تاكتيكشان فعال کردن شكافهاي قومي جهت رسيدن به مرحله «تعارض» است تا بدين ترتيب به استرات‍ژي و هدف نهايي خود دست يابند. در ايران نيز چنين بوده است و گروههاي تجزيه طلب همواره اغلب در مناطق داراي شكاف قومي ظهور كرده اند و در صدد بودند كه اين شكاف غیر فعال را فعال کرده و به تعارض بدل كنند. اما به علت ماهيت غيراصيل و فقدان درونزايي اين قبيل جريانات در ايران، تاكنون چندان در نيل به اين مقصود موفق نبوده اند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:2  توسط علی معین فر  | 

يكي از برنامه هاي خبري سيما روز گذشته مصاحبه اي از وزير آموزش و پرورش را پخش نمود كه فرشيدي در پاسخ به سوالي در مورد اينكه آيا فرزندانش در مدرسه غير انتفاعي تحصيل كرده اند ، گفت : بله ! اينجوري مي شود گفت !

 وي در پاسخ به علت اين امر گفت : برخي مسئولان به علت اينكه فرصت كمتري براي ارتباط با فرزندانشان دارند ترجيح مي دهند اين فرصت را از طريق مدرسه اي فراهم كنند كه مي تواند اين نقش را ايفا كند و در ارتباط با خانواده ها و معلمان رويكردي كاملا تربيتي و اسلامي دارد.

وي در پاسخ به سوال خبرنگار مبني بر اينكه مگر مدارس دولتي اينگونه نيستند ، گفت : مدارس دولتي نيزباید چنین شود

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 21:31  توسط علی معین فر  |