تبليغاتX
هرکس را توتمی هست،وقلم توتم ماست
اجتماعی،فرهنگی،سیاسی

رییس مجلس خبرگان روز چهارشنبه طی سخنانی در جمع فعالان سیاسی شهرستان خرم‌آباد با اشاره به بحث انتخابات مجلس هشتم گفت: آرزو می‌كنم فضای جامعه آن‌ چنان مطمئن باشد كه همه بتوانیم در انتخابات تا جایی كه قانون امكان می‌دهد، شركت كنیم. هرچند ممكن است قانون نیاز به اصلاح داشته باشد اما اگر تنگ نظری نشود و بگذارند همه صاحبان افكار وارد میدان شوند، انتخابات افتخارآمیزی برگزار می‌شود.

وی با اعلام اینكه «انتخابات با حضور و مشاركت جدی مردم از نیازهای اساسی كشور است»، تصریح كرد: راه تقویت نظام در مقابل دشمنان خارجی و جلوگیری از تفرقه در داخل، برگزاری انتخاباتی سالم و آزاد است.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه در پاسخ به این سؤالی مبنی بر اینكه « سردار به چه می‌ا‌ندیشی؟» گفت: در حال حاضر به انتخاباتی پرشور، سالم و آزاد می‌اندیشم و امیدوارم منتخبان  مردم وارد مجلس شوند و مجلسی نیرومند، مستقل، عاقل و رشید برای جامعه تشكیل شود. در شرایط فعلی بسیاری از كسانی كه تاكنون به تعیین سرنوشت خود بی‌تفاوت بوده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند كه در انتخابات شركت كنند.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر فراهم شدن زمینه مشاركت بیشتر زنان در جامعه گفت: هم‌اكنون اگر فضای مشاركت زنان در برخی زمینه‌ها در جامعه فراهم نیست، آنها می‌توانند در فضاهای آموزشی و دانشگاهی مشاركت جدی داشته باشند. مخصوصا در دانشگاه آزاد باید بیشتر توان زنان را به كار برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:42  توسط علی معین فر  | 

سرپرست وزارت آموزش و پرورش و شوراي معاونين از زحمات و تلاش‌هاي 751 روزه محمود فرشيدي تجليل كرد.

به گزارش ايسنا، در اين برنامه كه به همت جامعه خيرين مدرسه‌ساز تشكيل شد، دكتر علي احمدي طي سخناني گفت: تجليل از فرشيدي معلم بزرگوار كه يك عمر را در كسوت معلمي گذرانده‌اند و سوابق مديريتي كه در كارنامه خود داشته و آخرين آنها مديريت با كفايت در وزارت بود.

وي گفت: اين برنامه پيشنهاد شده جلسه تجليل باشد نه جلسه توديع چون قرار گذاشتيم از تجارب و نقطه نظرات ايشان در ستاد تحول و حتي اگر خودشان صلاح بدانند در كار اجرايي هم از وجود ايشان بهره‌مند شويم.

مهندس فرشيدي هم طي سخنان كوتاهي از بانيان اين نشست تشكر و اعلام كرد كليه هدايا و مسكوكاتي كه در دوره وزارت به من هديه شده به انجمن خيريه مدرسه‌ساز داده‌ام تا در راه ساخت مدرسه هزينه شود لازم به ذكر است تعداد اين سكه‌ها 20 عدد بود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 7:34  توسط علی معین فر  | 

وزير آموزش‌وپرورش بركنار شد، وزيري كه اساسا نبايد وزير مي‌شد اما به دليل نوع نگاه رئيس‌جمهوري، به وزارت رسيد و سرانجام با خواست همان رئيس‌جمهور، مجبور شد مستعفي شود.

وقتي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري شد، براي انتخاب همكارانش در دولت، به سراغ كساني رفت كه سابقه مديريتي در دولت‌هاي خاتمي و هاشمي رفسنجاني نداشته‌ باشند و اين يكي از شعارهاي دولت جديد بود كه قصد دارد خانه‌تكاني كند و نسل جديدي از مديران اجرايي را به صحنه بياورد. اين اقدام، از نيازهاي دروني انقلاب است و بايد انتقال بين‌نسلي قدرت در درون جبهه انقلاب را يك ضرورت دانست، اما در عين حال، احترام و اعتماد به نسل بزرگي از مديران استراتژيك و كلان‌نگري كه با روش تجربه و خطا و با هزينه ملت، در طي حدود سه دهه گذشته در كشور تربيت شدند و فارغ از گرايش‌هاي سياسي و تمايلات حزبي، به درد كشور مي‌خورند، ضرورت مهم ديگر است و اوج ضعف مديريت و كج‌سليقگي سياسي است اگر از گردونه مديريت كشور كنار گذاشته شوند و جاي آنان را كساني بگيرند كه صرفا ارتباط حزبي و گروهي يا ارتباط دوستي با برخي صاحبان قدرت دارند.

در آموزش‌وپرورش پس از اقدام غيرقابل دفاع مرتضي حاجي در حذف معاونت پرورشي از ساختار وزارتخانه، نيازمند وزيري توانمند و داراي برنامه و باسابقه‌ بوديم كه دستگاه آموزش‌وپرورش را از اساس متحول كند و با احياي درست و اصولي معاونت پرورشي، كار پرورشي و آموزشي را در هم بياميزد و شان و جايگاه اين وزارتخانه را در تربيت نيروي انساني آينده كشور ارتقا بخشد. در عمل رئيس‌جمهوري به سراغ چنين افرادي نرفت و كساني مثل علي‌اصغر فاني ـ سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش در آغاز كار احمدي‌نژاد كه شايسته اين مسئوليت بودند - عملا از دستگاه آموزش‌وپرورش، كوچ كردند. در اين شرايط، فرشيدي به وزارت رسيد و هرچند يك بار در مجلس استيضاح هم شد اما در نهايت با خواست رئيس‌جمهوري از كار كناره گرفت.

درباره عملكرد فرشيدي در دوران وزارت و وضعيت آينده اين وزارتخانه، نكاتي چند وجود دارد كه از باب توجه به مهمترين و اصلي‌ترين موارد، برخي از آنها را متذكر مي‌شوم.

1ـ فرشيدي براي اداره اين وزارتخانه، دست پري نداشت و بدون يك برنامه كارآمد و موثر وارد ميدان شد. از نظر سابقه مديريتي هم در حد و قواره اين وزارتخانه پرمسئله نبود. طبعا براي رسيدن به پست وزارت، اصلي‌ترين عامل موثر براي او، گرايش سياسي به دولت و پذيرش برخي پيش‌شرطهاي رئيس‌جمهوري و دوستان وي از سوي فرشيدي بود كه افرادي چون فاني، حاضر به پذيرش آن شرايط نشده بودند. اصلي‌ترين اين پيش‌شرطها، تصفيه وسيع و گسترده نيروهاي متمايل به دولت‌هاي قبلي در وزارت آموزش‌وپرورش بود. اين كار نيز صورت گرفت و علاوه بر چهره‌هاي سياسي متمايل به خاتمي و هاشمي رفسنجاني، بسياري از نيروهاي مستقل و مديران نخبه و كارآمد نيز تنها به اين دليل كه در طيف دولت قرار نداشتند، كنار گذاشته شدند. تشخيص اين امر نيز بر عهده يك كانون سياسي هوادار دولت در درون وزارتخانه گذاشته شد كه دولت سايه محسوب مي‌شد و عملا وزير و معاونان وي، از اين كانون قدرت حساب مي‌بردند و نظراتشان را به اجرا در مي‌آوردند. حاصل اين عملكرد كاملا سياسي در حيطه وزارت آموزش‌وپرورش، تغيير كامل مديران ستادي و مديران سازمانها و ادارات بود و تركش اين رفتارها، دامن كارشناسان و نيروهاي كارآمد مستقل را هم گرفت. البته اين گونه تغييرات را در دولت قبلي هم شاهد بوديم اما اين بار يك اتفاق ديگر هم افتاد و آن ممنوعيت بكارگيري اين نيروهاي تصفيه شده در حوزه‌هاي ديگر بود به گونه‌اي كه هيچ جايي جز تدريس در مدرسه براي آنان باقي نماند. البته مدتي بعد، موج دوم تغييرات هم آغاز شد و برخي از مديراني كه از سوي فرشيدي و دوستان وي به كار دعوت شده بودند، نيز مشمول غضب شدند و به دلايلي از جمله مطيع كامل نبودن، كنار گذاشته شدند. واقعيت اين است كه تقريبا تمام يكي دو سال گذشته به همين تغييرات مديريتي گذشت و تقريبا كار بايسته‌اي براي ايجاد تغييرات بنيادين در آموزش‌وپرورش صورت نگرفت.

2ـ احياي دوباره معاونت پرورشي و تربيت بدني، يكي از اقداماتي بود كه كاملا انتظار آن مي‌رفت. پيشنمازي معاون پرورشي و تربيت بدني شد و كارش را در شكل‌دهي به اين معاونت با يك سلسله مطالعات و مشورتهاي تخصصي آغاز كرد. نوع نگرش وي به كار تربيتي تاحدودي قابل توجه است، اما در دستگاهي كه مديريت آن را فرشيدي برعهده داشت، اين نگاه مستقل، چندان طرفداراني نيافت. يكي از موانع مهم براي عملياتي شدن اين نگاه، به نگرش حزبي و تنگ‌نظرانه همان كانون قدرت و دولت سايه مستقر در وزارت آموزش‌وپرورش مربوط است كه همچنان مانع بكارگيري عناصر توانمند مستقل در حيطه امور تربيتي مي‌شوند. كار تربيتي در آموزش‌وپرورش، نمي‌تواند بازگشت به دوران گذشته باشد و پس از تجربه دوران فترت، اينك بايد شكل و شمايل تازه‌اي پيدا كند و متناسب با نيازهاي نسل جديد، سامان يابد. اين امر بدون داشتن سعه‌صدر در درون آموزش‌وپرورش و بدون بكارگيري هزاران نيروي توانمندي كه از كار كنار گذاشته شده‌اند و جذب هزاران مربي تازه‌نفس و كارآشنا، ناشدني است. فرشيدي و ديگر كساني كه چون او مي‌انديشند و عمل مي‌كنند، هرگز گزينه مناسبي براي احياي منطقي و روزآمد امور تربيتي نبوده و نخواهند بود.

3ـ از مشكلات مهم فرشيدي در مديريت وزارت آموزش‌وپرورش، به رسميت نشناختن نهادهاي مستقل صنفي و سياسي فرهنگيان بود. در دوران مديريت مرتضي حاجي، وي يك فرد مطلع را مامور ارتباط با اين تشكلهاي صنفي فرهنگيان كرده بود و همين تعامل منطقي و مثبت، باعث شد كه يكي از بحرانهاي مهم را پشت سر بگذارد. متاسفانه از آغاز كار فرشيدي در وزارت آموزش‌وپرورش، وي هيچ اعتنايي به اين تشكلها نكرد ـ شايد به خاطر تبعيت از نگرش حاكم بر دولت ـ و در مقابل اعتراضها و تحصنهاي آنها، راه مقابله و نفي در پيش گرفت. نتيجه اين شد كه تقريبا همه تشكلهاي صنفي معترض، غيرقانوني و ممنوع‌الفعاليت شدند و با دستگيري و محاكمه و اخراج دهها تن از مسئولان اين تشكلها و معلمان معترض، يك آتش زير خاكستر فراهم شد كه معلوم نيست اگر دوباره شعله‌ور شود، به چه ميزان خسارت به همراه خواهد آورد. اين سخن به اين معنا نيست كه در تمام اين اعتراضات، حق با تشكلهاي صنفي است و هيچگونه تخلفي از سوي آنان صورت نگرفته است اما بي‌ترديد امنيتي كردن فضاي آموزش‌وپرورش و دستگيري و محاكمه و محكوم كردن بسياري از معلمان دلسوز و زحمتكش و ايجاد هراس در ميان آنان، بدترين اقدامي است كه مي‌تواند از يك دولت و مدير فرهنگي سر بزند. اين اقدامات غلط بايد از طريق به رسميت شناختن تشكلهاي صنفي و سياسي فرهنگيان و تعامل مناسب با آنان و نقض محكوميت‌هاي اداري و قضايي دستگيرشدگان فرهنگي، جبران شود و دولت از جمله با همكاري اين نهادهاي مدني خودجوش، به حل معضلات آموزش‌وپرورش اقدام كند كه شدني است.

4ـ براي اداره وزارت آموزش‌وپرورش، تنها بايد به درون اين وزارتخانه اميد بست و وزيري كه از بيرون اين مجموعه براي وزارت معرفي شود، موفق نخواهد شد. گفته مي‌شود معرفي علي ‌احمدي به عنوان سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش، با اين هدف صورت گرفته است كه وي بعدا به عنوان وزير به مجلس معرفي شود. بنده ضمن ارادت شخصي به ايشان، بر اين باورم كه علي‌احمدي به دليل نداشتن سابقه كار و مديريت در اين وزارتخانه، با مسائل اين حوزه، عميقا آشنا نيست و مجموعا موفق نخواهد شد. اگر دولت نمي‌تواند به سراغ نيروهاي توانمند و كارآمد مستقل برود و مثلا از دكتر علي‌اصغر فاني براي پذيرفتن اين مسئوليت دعوت كند، دستكم بايد كسي را به عنوان وزير، جايگزين فرشيدي كند كه با كار اين وزارتخانه از مدرسه تا ستاد وزارتخانه، آشنا باشد و طرح و برنامه داشته و در ميان مجموعه نيروهاي اين وزارتخانه، مقبول‌تر باشد.

5 ـ نمي‌توانم از ذكر يك نكته ديگر خودداري كنم. با روي كار آمدن فرشيدي و به هنگام تغيير مديران آموزش‌وپرورش، تقريبا در سراسر كشور شاهد برخي برخوردهاي غيراخلاقي بوده‌ايم. معمولا يكي دو ساعت يا يك روز مانده به تغيير يك مدير، به او اطلاع داده مي‌شد كه خود را براي يك جلسه معارفه و توديع آماده كند و مدير مربوطه نيز در اوج غافلگيري،‌ به اين ماجرا تن مي‌داد. ظاهرا خود فرشيدي هم مشمول همين روش شد و در حالي كه سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش از يك ماه و نيم قبل در جريان اين تغيير و تحول بود و خود را براي تحويل گرفتن وزارتخانه آماده مي‌كرد، اما خود فرشيدي در فاصله‌ زماني اندك ـ شايد چند ساعته و چند دقيقه‌اي ـ مجبور به استعفا و انجام خداحافظي شد.
فاعتبروا يا اولي‌الابصار.منبع----  سایت تابناک ۱۳/۹/۱۳۸۶

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 22:25  توسط علی معین فر  | 

بعد از كودتاي 28 مرداد 1332، رژيم وابسته پهلوي كه توانسته بود با كمك اربابان آمريكايي بر اريكه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پايه هاي حكومت خود را تثبيت كند، اما غافل از اينكه مقاومت مردم بطور كامل از بين نرفته و ايران در اولين فرصت خشم و انزجار خويش را نشان خواهد داد.

نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا در سال 1332، راهي ايران گرديد. در حقيقت او مي آمد تا نتيجه سرمايه گذاري بيست و يك ميليون دلاري را كه سازمان جاسوسي آمريكا، سيا، در راه كودتا و سرنگوني دولت مصدق هزينه كرده بود، از نزديك مشاهده كند. ملت در حال افسردگي و از نفاق و تفرقه اي كه استبداد توانسته بود در ميان او ايجاد كند، ناراحت بود.

رهبري نهضت مقاومت، قصد رساندن صداي اعتراض مردم را به گوش جهانيان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را كه مي خواست با مشروع جلوه دادن رژيم كودتا، امتيازات مورد نظر خود را در محيط آرام بدست آورد، خنثي كند. اجراي اين برنامه به عهده كميته هماهنگي دانشگاه تهران واگذار شده بود.

تظاهرات دانشجويان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنيس رايت، كاردار جديد سفارت انگليس در ايران، از روز 14 آذر 1332، آغاز گرديد. دانشجويان دانشكده هاي حقوق و علوم سياسي، علوم دندان پزشكي، فني، پزشكي، داروسازي در دانشكده هاي خود تظاهرات پرشوري عليه رژيم كودتا برپا كردند. رژيم پهلوي كه به خوبي از خشم ملت و خصوصاً دانشجويان نسبت به خود و اربابان آمريكا از پيش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.

روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه كشيده شد و مأموران انتظامي، در زد و خورد با دانشجويان، شماري را مجروح و گروهي را دستگير و زنداني كردند. صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژيم پهلوي براي اولين بار وارد صحن دانشگاه شد تا فرياد مخالفان را در گلو خفه كند.

در يكي از كلاسهاي درس دانشكده فني، چند تن از دانشجويان در اعتراض به حضور ماموران گارد رژيم شاه در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره مي گيرند و همين بهانه كافي بود تا وارد كلاس درس شوند و با ايجاد جو رعب و وحشت، محيط را براي بهره برداري و گرفتن زهر چشم دانشجويان آماده سازند. مأموران گارد با حمله به دانشجويان بي پناه سه تن از آنان را به شهادت مي رسانند.

حادثه 16 آذر 1332، بعنوان يك روز (مقاومت تاريخي) در تاريخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم كوشش رژيم و ساواك، دانشجويان دانشگاه تهران و ديگر دانشگاههاي سراسر ايران مراسم و تظاهراتي به ياد شهيدان آن روز برپا مي كردند.

گردآوري اسناد و مدارك مربوط به 16 آذر ماه سال 1332، تكرار اين واقعيت است كه دانشجو در هر برهه‌اي از تاريخ، استقلال، مبارزه و اتحاد را سرلوحه‌ي تحركات خود قرار داده است.

ايران مال ايراني است

تا آخرين نفس تا آخرين نفر كوشيم و بشكنيم ديوار اين قفس

تو اگر بنشيني من اگر بنشينم چه كسي برخيزد

جلاد ويت كنگ جلاد فلسطين نيكسون كثيف برو گم شو

اينها اسنادي غير قابل كتمانند كه بر وجهه‌ي ضد استعماري و ضد استبدادي اين مبارزات صحه مي‌گذارند، دانشجويان امروز نيز اين سه قطره خون را كه سندي بر مبارزات به حق دانشجويي در اين مرز و بوم است، را پاس مي‌دارند و همواره اين شعار را با خود زمزمه مي كنند كه

انماالحيوه عقيده و جهاد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 11:18  توسط علی معین فر  | 

با توجه به مصاحبه خانم خدیجه منصوری با هفته نامه هاوار سنندج وجوابیه هفته نامه اولدوز رفته رفته میرود تا احساسات وهیجانات قومی در استان شعله ور گردد!!!!در شرایط کنونی وبا اعتقاد به حفظ وتمامیت ارضی وطنم از یکسو وعشق به تمام اقوام ایرانی از سوی دیگر موارد چندی را به اطلاع مسئولین سیاسی وامنیتی استان باز گو می کنم تا شاید وظیفه ودین خود را بعنوان یک پژوهشگر انجام داده باشم.

باید بگویم ناسیونالیسم قومی حاصل فرآیند های سیاسی وگفتمانی مشخص است ویک پدیده که به طور معجزه آسایی همه گیر شود ،محسوب نمی شود.

این ایدئولوژی در استان استراتژیک وحساس ما محصول تلاش های منظم وسازمان یافته ای است که معمولا از سوی رهبران وسایر نخبگان قومی ترک وکرد بر انگیخته می شود.

بنابر این استان چند قومی آذربایجان غربی به طور بالقوه در معرض رشد احساسات قومی وناسیونالیسم های قومی قرار دارد.

در این صورت اتخاذ پاره ای از عکس العمل های افراد و نخبگان قومی جهت بدست آوردن آرای قومیت ها در نزدیکی انتخابات مجلس می تواند زمینه ساز بروز بدترین نوع قوم گرایی و تشنجات قومی باشد.

مصداق ان مصاحبه خانم خدیجه منصوری و جوابیه هفته نامه اولدوزو دامن زدن بر آن در وبلاگ های استانی موجب می شود تا تنشها رفته رفته در سراسر استان و نهایتا گسترش آن به خارج از استان شود.

طرح این موضوعات در استان ما ثبات و امنیت ملی و اجتماعی را تضعیف می کند و موجبات شکاف های دولت و ملت می شود و این مسئله همراه با ذهنیت تاریخی اول انقلاب قضایای آذربایجان و کردستان در زمره بزرگترین مسئله قومی ایران در می آید و موجب از بین رفتن امنیت ملی و سو استفاده کسانی که در کمین تضعیف تمامیت ارضی ایران هستند خواهد شد. لذا پیشنهادات ذیل را در جهت رفع این مسئله بیان می نمایم.

۱-در مرحله اول شورای تامین استان در اسرع وقت از دامن زدن این مسئله توسط هفته نامه ها و وبلاگ های استانی جدا جلو گیری نماید

۲-در قضایای اخیر سعی و تلاش شود با کارشناسی و عقلانیت با مسئله برخورد گردد و نه بر اساس احساسات.

۳-توصیه می شود صدا و سیمای مرکز استان و هفته نامه های موجود در سطح استان مصاحبه هایی با نخبگان و فرهیختگان ترک و کرد در جهت تعامل و همگرایی ملی انجام دهند و موجب از بین رفتن بسیاری از سو استفاده ها شوند.

۴-بار ها و بارها گفته ام و باز می گویم مسئولین فرهنگی استان در مورد مطالعات کارشناسی اتحاد و انسجام اقوام استان قصور نموده اند و توصیه اینجانب این است که مدیران فرهنگی و سیاسی بدون اینکه وارد بازی های سیاسی شوند و وقت خود را در جلسات سیاسی و گروهی جهت جمع آوری آرای انتخاباتی به این و آن نمایند بنشینند برنامه ریزی درست و کارشناسی شده انجام دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 21:27  توسط علی معین فر  | 

معاون دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي كشور، با ارائه آمارهاي تحليلي مراكز ساماندهي كودكان خياباني و پناهگاه‌هاي كودكان كار در سال‌هاي 83، 84 و 85، گفت: حدود 42 درصد از پذيرش‌شدگان اهل شهرها و استان‌هايي غير از تهران بودند، بنابراين بايد براي حل معضل كودكان خياباني بحث‌ها و مشكلاتي همچون مهاجرت، فقر و شكاف طبقاتي نيز مدنظر قرار گيرد.

دكتر رضايي فر در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: در سال 83، هشت هزار و 457 نفر، سال 84، هفت هزار و 433 نفر و در سال گذشته شش هزار و 164 نفر در مراكز ساماندهي كودكان كار و خياباني پذيرش شدند.

بيش از يك سوم پذيرش‌هاي سال گذشته به صورت خودمعرف بوده است

وي با بيان اين كه آمارهاي منتشر شده تنها مربوط به افرادي است كه در مراكز به صورت كامل پذيرش و ساماندهي شده‌اند، تصريح كرد: بيش از يك سوم پذيرش‌هاي سال گذشته به صورت خودمعرف بوده كه اين امر نسبت به سال 84، 36 درصد افزايش داشته است.

معاون دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي ادامه داد: پذيرش‌هاي صورت گرفته، توسط نيروي انتظامي در سال گذشته شش درصد بود كه نسبت به سال 84 با 70 درصد رشد روبرو شد و اين نشان از افزايش اعتماد كودكان نسبت به مراكز سازمان دارد.

وي با اشاره به اين كه 32 درصد پذيرش‌ها سازمان بهزيستي در طول سال گذشته مربوط به پناهگاه‌هاي كودكان كار بوده است، اذعان كرد: اين رقم در سال 84 تنها 5/15 درصد بوده است كه اين بخش نيز 70 درصد تغيير داشته است.

رضايي‌فر جنسيت 97 درصد پذيرش شدگان را «پسر» معرفي و خاطر نشان كرد: در سال 84، 5/62 درصد افراد و در سال گذشته 57 درصد افراد براي اولين بار پذيرش شدند. همچنين حدود 20 درصد پذيرش‌ها در سال گذشته مربوط به غير ايراني‌ها و عمدتا افاغنه بود. البته اين مورد در برخي استان‌ها همچون فارس و خراسان به 80 درصد هم مي‌رسد.

وي در رابطه با مدت زمان مهاجرت كودكان كار به ساير شهرها به ايسنا، گفت: حدود يك سوم پذيرش شدگان يعني 33 درصد در سال‌هاي 84 و 85 بيش از شش ماه از مدت مهاجرتشان مي‌گذشته و مدت زمان مهاجرت حدود يك پنجم آن‌ها نيز كمتر از شش ماه بوده است.

35 درصد كودكان پذيرش‌شده بي‌سوادند

معاون دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي با اشاره به تحصيلات كودكان پذيرش شده در مراكز كودكان خياباني و پناهگاه‌هاي كودكان كار، اظهار كرد: 35 درصد كودكان بي‌سواد، 34 درصد داراي تحصيلات ابتدايي و 24 درصد داراي تحصيلات راهنمايي بودند، بنابراين مراكز ساماندهي كودكان كار بايد در جهت كمك به ادامه تحصيل و آموزش اين قشر فعاليت كنند.

وي ادامه داد: نكته جالب اينجاست كه يك چهارم كودكان پذيرش شده در مراكز مشغول تحصيل هستند و علاوه بر تحصيل در خيابان‌ها نيز كار مي‌كنند.

30 درصد پذيرش شدگان در سال 84 كمتر از 11 سال سن داشتند

رضايي‌فر با بيان اين كه حدود 30 درصد پذيرش شدگان در سال 84 كمتر از 11 سال سن داشتند، به ايسنا گفت: اين رقم در سال گذشته 20 درصد كاهش يافته است. همچنين حدود نيمي از كودكان با هر دو والدين و مابقي يا عضو خانواده‌هاي از هم گسيخته‌ايي بودند كه يكي از والدين به آن‌ها نظارت داشت و يا از آن‌ها دور بودند.

وي با اشاره به اين كه شغل بيش از سه چهارم اين كودكان دستفروشي است، اذعان كرد: در سال گذشته، درآمد ماهانه حدود 13 درصد آن‌ها بيشتر از 120 هزار تومان و مابقي كمتر از اين رقم بوده است.

معاون دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي در مورد ارتباط كودكان كار و خيابان با خانواده‌هايشان، عنوان كرد: 20 درصد آن‌ها هيچ ارتباطي با خانواده خود نداشته و 20 درصد نيز ماهانه يا هر چند ماه يك‌بار با خانواده ارتباط داشتند. همچنين تنها 60 درصد از كودكان خيابان هر روز خانواده خود را مي‌بينند.

15 درصد از كودكان پذيرش شده در سال گذشته در خيابان زندگي مي‌كردند

وي با بيان اين كه 15 درصد از كودكان پذيرش شده در سال گذشته در خيابان زندگي مي‌كردند، عمده علت حضور آن‌ها در خيابان را كسب درآمد عنوان كرد.

رضايي‌فر افزود: در مصاحبه‌هاي صورت گرفته با پذيرش شدگان، مشخص شد، حدود 35 درصد آن‌ها تازه‌كار بوده و از حضور 20 درصد آن‌ها در خيابان كمتر از شش ماه مي‌گذرد و حدود يك سوم (33 درصد) آن‌ها بيش از يك‌سال در خيابان حضور داشتند.

تنها 8 درصد كودكان پذيرش‌شده سابقه كيفري و بزه داشتند

وي در مورد سابقه كيفري يا بزه كودكان ساماندهي شده در مراكز، اظهار كرد: تنها هشت درصد از آن‌ها سابقه كيفري و بزه داشتند كه 68 درصد از اين تعداد به كانون اصلاح و تربيت رفته‌اند.

معاون دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي، تعداد كودكان كار و خياباني كه دچار معلوليت و بيماري‌ها و مشكلات جسمي بودند را 25 درصد (يك چهارم) و تعداد عقب‌مانده‌هاي ذهني را 5/1 درصد اعلام كرد.

41 درصد از كودكان مراكز در گذشته مورد كودك آزاري قرار گرفته بودند

16 درصد از كودكان در سال 85 بيشتر از 10 ساعت در روز كار مي‌كردند

وي در ادامه گفت‌وگو با ايسنا، خاطر نشان كرد: 41 درصد از كودكان مراكز در گذشته مورد كودك آزاري قرار گرفته بودند كه 10 درصد آزار اين كودكان به صورت جنسي بوده است.

رضايي‌فر ساعات كار 7/26 درصد از كودكان در سال 84 را بيشتر از 10 ساعت در روز اعلام و اذعان كرد: البته با مداخلات سازمان بهزيستي اين ميزان در سال 85 كاهش يافته و از جمعيت 7/26 درصد به 16 درصد رسيده است.

وي گفت: بعد خانوار 65 درصد كودكان بيش از پنج نفر و 36 درصد نيز بالاي هفت نفر بوده است.

سابقه مصرف مواد مخدر توسط 9 درصد از كودكان پذيرش‌شده

معاون دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي، با اشاره به آمار جمع‌آوري و تحليل شده از سابقه مصرف مواد مخدر توسط 9 درصد از كودكان به ايسنا خبر داد و تصريح كرد: البته تعداد دفعات مصرف مشخص نيست.

وي در مورد وضعيت والدين كودكان پذيرش شده در مراكز ساماندهي كودكان خياباني و پناهگاه‌هاي كودكان كار، عنوان كرد: اكثر پدران كودكان خياباني پير و از كار افتاده نيستند، تا با اين بهانه فرزند خود را به خيابان بفرستند و تنها 21 درصد از پدران اين كودكان بيش از 50 سال سن داشتند. از همين رو نداشتن مهارت فني براي كار كردن، ‌اعتياد پدر و نبود سرپرست مرد از جمله دلايل كار كردن كودكان است.

55 درصد پدران اين كودكان از نظر وضعيت جسمي سالمند

5/7 درصد از مادران كودكان خياباني اعتياد بارز داشتند

5/52 درصد از اعضاي خانواده كودكان خياباني، سابقه جرم و دستگير شدن دارند

رضايي‌فر ادامه داد: 55 درصد از پدران كودكان از نظر وضعيت جسمي سالم و مابقي معتاد و داراي غيبت‌هاي طولاني براي حضور در خانه بودند . همچنين حدود 16 درصد از پدران كودكان پذيرش‌شده بيكار و 31 درصد نيز دستفروش هستند.

وي اعلام كرد: 5/7 درصد از مادران كودكان خياباني اعتياد بارز داشتند، به نحوي كه كودك مصرف مواد توسط مادر خود را مشاهده و گزارش كرده بود.

معاون دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي در رابطه با سابقه جرم در خانواده كودكان ساماندهي شده در مراكز خاطر نشان كرد: 5/52 درصد از اعضاي خانواده كودكان، سابقه جرم و دستگير شدن را داشتند. همچنين حدود يك سوم از پذيرش شدگان دچار مشكلات رفتاري و نيازمند مداخلات روانپزشكي و روانشناسي بودند و تنها شش درصد از خانواده كودكان ياد شده تحت پوشش سازمان‌هايي حمايتي بودند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 9:59  توسط علی معین فر  |